من به آغاز زمين نزديكم نبض گل ها را مي گيرم
آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت روح من در جهت تازه اشيا جاريست روح من كم سال است ... روح من گاهي از شوق سرفه اش مي گيرد روح من بيكار است
قطره هاي باران را درز آجرها را مي شمارد روح من گاهي مثل يك سنگ سر راه حقيقت دارد ...